۱) چه قدر ادبیات میتواند نسبت به جنایات اسرائیل و ترور شهدای هستهای آگاهی دهد؟
بیشک یکی از رسالتهای مهم ادبیات؛ بهخصوص ادبیات داستانی و رمان، ثبت هنرمندانه، جذاب و دلنشین وقایعی است که در یک برهه از زمان، بر یک جامعه تحمیل شده یا از بطن آن گذشته است. البته نویسندهی رمان با تحلیلهایی که از چرائی یا چگونگی اتفاق افتادن آن سلسله وقایع در اثرش ارائه میدهد، موجب آگاهی مردم و حتی نسلهای آیندهی جامعهاش نیز میشود.
تأثیرات عمیق و ارزشمند آثار داستانی و رمانهای خوب و قوی بر جامعه، بر هیچکس پوشیده نیست و این آثار میتواند توأمان با عقل و احساس مخاطب پیوندی عمیق و تأثیرگذار برقرار کند. چیزی که تاریخ از آن عاجز است. راز مقبولیت ادبیات داستانی و رمان و وجه تمایز آنها با تاریخ در این است که یک رمان خوب و قوی با به کار گرفتن قوه تخیل و احساسات مخاطب، پیامش را به طور پنهانی و غیرمستقیم به او ارائه میدهد.
با این تفاسیر، خلق آثار داستانی و رمان با موضوع جنایات رژیم اشغالگر قدس و ترور دانشمندان هستهای، آن هم در میان غوغا و هیاهوی رسانههای ارتباط جمعی که عموماً در دست صهیونیسم جهانی است، سهم مهمی در آگاهی مردم، بهخصوص نسلهای آیندهی کشورمان داشته و خواهد داشت. البته بخش دیگر این رسالت، به دلیل جهانشمول بودن موضوع، آگاه کردن مردم جهان از این جنایات تروریسم دولتی اسرائیل و مظلومیت ایران در قبال آن است که این امر تنها با ترجمهی این آثار به زبانهای گوناگون و انتشار جهانی آن میسر میشود. متأسفانه در این بخش یعنی ترجمهی رمانهای ضدصهیونیستی، خیلی کوتاهی و کمکاری شده است.
2) آیا پایان یک نقش بهخوبی توانسته جنایات صهیونیستها را نشان دهد؟ بازخورد مخاطبانتان از این کتاب چه بوده؟
رمان، بهدلیل داشتن پشتوانهی تحقیقاتی قوی و در نتیجه تولید محتوایی بکر و نیز ارائهی آن در قالبی نو و جذاب، موفق بوده و توانسته نظر منتقدان و مخاطبان را به خود جلب کند. بهخصوص در زمینهی معرفی ماهیت پلید صهیونیسم و بحران هویتی که سالهاست رژیم کودککٌش صهیونیستی با آن دستوپنجه نرم میکند. خوشبختانه از این رمان، در چهاردهمین جشنوارهی قلم زرین به عنوان یکی از رمانهای برتر سال 1395 تقدیر شد.
با این وجود به نظرم رسالت رمان ـ آنچنانکه مد نظر خودم بوده ـ به دلیل عدم ترجمهی آن همچنان ابتر مانده. عمیقاً بر این باورم نیمی از مخاطبان این رمان، جوانهای اسرائیلی هستند؛ به امید آنکه تلنگری باشد بر وجدان خفتهی آنها یا آئینهای تمامقد از نظام پوسیدهای که با مشتی شعار و وعدهی سر خرمن زیر لوایش جمع شدهاند.
3) چه شد که تصمیم گرفتید درباره بحران هویت صهیونیسم یک رمان بنویسید؟
نگارش رمان «ریاح» و تقدیر از آن در اولین دورهی جشنوارهی قلم زرین به عنوان «اولین رمان فارسی درباره سرزمین مقدس فلسطین»، زمینهی سفر اینجانب را به همراه گروهی از نویسندگان و شعرای حوزهی هنری به لبنان و سوریه و دیدار با تعدادی از فعالان و هنرمندان محور مقاومت، فراهم آورد. در لبنان بود که از یکی از فعالان جبههی مبارزه با رژیم اشغالگر قدس شنیدم، رژیم صهیونیستی با وجود تبلیغات وسیع و گستردهی خود و به کارگیری همهجانبهی رسانههای ارتباط جمعی، به خصوص صنعت سینما، برای به نمایش گذاشتن چهرهای موفق و آرمانی از اسرائیل، از داخل شدیداً دچار تناقض، یأس و سرخوردگی، فساد دامنگیر و تبعیضنژادی است. مصائبی که پاشنهی آشیل این رژیم بوده و آن را تا مرز فروپاشی پیش خواهد راند. همین موضوع مرا واداشت که تحقیقاتی را در این زمینه آغاز کنم. با توجه به اینکه تا آن زمان عموم نگاهها (حداقل در زمینهی ادبیات) به رژیم کودککُش صهیونیستی، نگاهی بیرونی بود و تاکنون به ساختار پوسیدهی درونی این رژیم پرداخته نشده بود، مصمم شدم تا اینبار زاویهی دید را به داخل این رژیم برده و از نگاه یک صهیونیست به آن نگاه کنم. به خصوص که در این زمینه به منابع خوبی هم دست یافتم. منابعی که عموماً از زبان خود صهیونیستها یا یهودیهای بریده از صهیونیسم بود. پس با این انگیزه شخصیت هانا به عنوان نمایندهی نسل سرگشته و خسته از جنگ و دروغ صهیونیست خلق شد. بقیهی اشخاص نیز با توجه به چارچوب داستان و نیازهای آن به وجود آمدند که اگر چه تخیلی بودند؛ اما کوشیدم بعضاً با تکرار حرفهای برخی از سیاستمداران یا فرماندهان جنایتکار رژیم صهیونیستی از دهانشان، زمینهی معرفی آنها را نیز فراهم سازم.
4) بحران هویتی را که اسرائیلیها با آن درگیر هستند، چگونه در قالب شخصیت «هانا» شخصیت اصلی کتاب نشان دادهاید؟
هانا «شخصیت محوری رمان» شخصیت بیهویتِ جویای هویتی است محبوس در زندان خرافهها و اعتقادات دُگماندیش و سیاهانگار صهیونیسم. دربند نظام سلطه و رژیم آپارتایدی که مجال هرگونه تفکر یا طرح سؤال را از او و امثال او گرفته است. هم از لحاظ فکری زندانی است و هم از لحاظ فیزیکی. این شخصیت توأمان ملون و طاغی که ثمرهی آموزههای تلمود و نظام سلطه است، در شرایطی قرار گرفته که باید برای رهایی از محبس متعفن اندیشه و زندان مخوف تلموند، رو در روی افرادی که به نوعی سرنوشتش را رقم خواهند زد، بنشیند و با هر کدام بر اساس شخصیت و زبان او و صدالبته هدف یا نیت خود ارتباط برقرار کند. او نمادی از نسل سرگشته و بیهویتِ در جستجوی هویتی است که از جنگ و دروغ خسته شده است.
البته در بیانی کلی، نگاه به زن در پایان یک نقش، قبل از توجه به جنسیت، نگاهی مادرانه است؛ مادر در مفهومی فراگیر یا نمادین؛ یعنی مام میهن. رمان پُر است از رنج بیمادری. از هانا و الیاس کوچک گرفته در آن فضای سرد و غمزدهی خانه با مادری که حتی آنها را به اسم صدا نمیکند: «یکی برای پسر... یکی برای دختر...» تا هانای جوانی که به گفتهی الیاس مادری است مجرد!
5) آیا باز هم درباره جنایات صهیونیستها و در خصوص ترور شهدای هستهای کتابی خواهید نوشت؟
با توجه به اینکه نبرد ما با رژیم اشغالگر قدس و صهیونیسم جهانی و ایادیاش، یک نبرد همیشگی و آخرزمانی است، خواهم کوشید در جبههی فرهنگی محور مقاومت نیز، سرباز خوبی باشم. متأسفانه هنوز خلأ وجود اینگونه آثار شدیداً احساس میشود. نتیجه این میشود که با گذشت 40 سال از طرح: «اسرائیل باید از صفحهی روزگار محو شود» توسط امام راحل و نیز بیانات مقام معظم رهبری درخصوص اینکه: «اسرائیل 25 سال آینده را نخواهد دید» هنوز عدهای با دیدهی شک یا در حد یک شعار به آن مینگرند. در مقابل گروهی از ایادی داخلی صهیونیسم نیز با طرح شعار: «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» بر طبل تئوری «توهم توطئه» یا «توهمات دائیجان ناپلئونی» میکوبند و میکوشند مسئلهی فلسطین را تا حد یک تسویهحساب تاریخی بین دو قوم تنزل دهند. این است که باید با توکل به خدا و باور داشتن بیانات امام راحل و تحلیلهای روشنگرانهی رهبر معظم انقلاب، به هر طریق ممکن ماهیت پشت پرده و خطرناک صهیونیسم را عریان کرد و اندیشهها و نقشههای آخرالزمانیشان را نقش بر آب نمود.
البته در مقابل ناشران محترم نیز ـ البته آن دسته از انتشاراتیهای محترمی که جرئت ورود به این حیطه را دارند ـ باید شرایط ترجمهی این آثار را فراهم کنند؛ چون همانگونه که اشاره کردم مادامیکه این آثار به زبانهای مختلف ترجمه نشوند، ابتر میمانند.
6 ) آیا مردم با تفاوتی که بین صهیونیسم و مردم اسراییل هست با خواندن این کتاب به تفاوت این دو پی خواهند برد؟
فکر میکنم نگاه انسانی اسلام را به مردم ادیان دیگر با نقل داستانِ: «جوان یهودی و پیامبر مکرم اسلام(ص)» در خلال داستان، نشان دادهام.
پایهگذاران رژیم اشغالگر قدس، از همان ابتدا با وعدهی ارض موعود یا سرزمین شیر و عسل یا حتی با ایجاد رعب و وحشت و ناامنی، یهودیان را از اقصا نقاط جهان به فلسطین کشاندند. بعد کوشیدند به مدد تبلیغات و رسانههای ارتباط جمعی یا هالیوود و صنعت سینما، حضور شوم خود را در خاک فلسطین توجیه کنند. با اینحال مهاجرتهای معکوس اخیر یا اعتراضات مردم اسرائیل ـ نظیر خودسوزیهای سریالی (بیش از پانزده مورد) سالهای گذشته که در اعتراض به بیعدالتی شدید، فقر، فساد گسترده و سیاستهای جنگطلبانهی رژیم صهیونیستی و... در شهرهای مختلف اسرائیل به وقوع پیوست ـ به خوبی این مرزبندی را نشان میدهد. در رمان کوشیدهام به این مرزبندی اشاره کنم. البته به طیفهای دیگر مردم اسرائیل نظیر افرادی که از کودکی تحت آموزههای خطرناک تلمود یا پروتکل زعمای صهیون قرار داشته و بهاصطلاح شستشوی مغزی شدهاند هم اشاراتی داشتهام.
لینک مصاحبه: https://www.yjc.ir/faews/7578615
لینک خرید کتاب: https://sooremehr.ir/book/2344
برچسبها: جلال توکلی, پایان یک نقش, سوره مهر, ضد صهیونیسم, انتقام سخت
طعم شیرین عدالت...
ما را در سایت طعم شیرین عدالت دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 51 تاريخ: شنبه 30 اسفند 1399 ساعت: 7:16