آن خال به دنبال طرح مضامین اخلاقی است

خرید بک لینک

نویسنده: جلال توکلی - پنجشنبه سی ام مرداد ۱۳۹۹

به عنوان شروع مصاحبه، کتاب را به اجمال معرفی میکنید؟

«آن خال» مجموعهای از 6  داستان کوتاه ویژهی گروه سنی نوجوانان است. این داستانها پس از نگارش، اول بار در برنامهی خاطرهانگیز قصه ظهر جمعه با صدای گرم استاد محمدرضا سرشار بازخوانی شد که الحمدلله استقبال خوبی هم از آنها شد.

خوشبختانه این مجموعه داستان، در هفتمین جشنوارهی کتاب کودک و نوجوان کانون پرورش فکری توانست نظر داوران جشنواره را به خود جلب کند و لوح تقدیر کتاب کودک و نوجوان را دریافت کند.

همچنین این مجموعه داستان، جزء 283 کتاب برگزیده برای نوجوانان به انتخاب گروه ادبیات اندیشهی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشهی اسلامی قرار گرفته است که باعث افتخار بنده است.

فکر میکنید چه ویژگی یا ویژگیهایی باعث شده که کتاب شما در شمار کتب برگزیده برای نوجوانان قرار بگیرد؟

خب شاید طرح مضامین اخلاقی و تربیتی داستانها که خیلی ظریف و غیرمستقیم و به کمک نمادهایی قابل فهم به مخاطب نوجوان ارائه میشود، یکی از دلایل مهم این امر باشد. به طور کلی خیلی به استفاده درست و بهجا از نمادها برای رسیدن به یک مفهوم و پیام یا حتی یک حس، اعتقاد دارم. نمادها هستند که به یک محتوا عینیت میبخشند.

چند نمونه از این نمادها را مثال میزنید:

به عنوان مثال، نماد «خال» در داستان «آن خال» که میتوان اینگونه تعبیرش کرد: شاید در وجود کسی که فکر میکنیم آدم خیلی بدی است (و شاید خیلی بد هم باشد!) هنوز به اندازهی یک خال، خوبی یا زیبایی وجود داشته باشد که همین باعث بازگشت او به سمت خوبی و توبه کردن اوست.

یا نماد «تسبیح» در داستان «تسبیح پاره شدهی سیدبابا» و نماد «کبوتر سفید» در دو داستان «بالهای زخمی» و «پرواز» که اجازه بدهید رمزگشایی از آنها را به مخاطب واگذاریم.

فکر میکنید مخاطب نوجوان چقدر قادر به کشف یا رمزگشایی این نمادهاست؟

برخی از نمادها مثل «کبوتر سفید» که تقریباً شناخته شده است. به اضافهی این مطلب مهم که نحوهی پرداخت و چیندمان درست عناصر داستان، مخاطب را به آن مفهوم مد نظر خواهد رساند. به عنوان مثال «زندان» در داستان «گل مراد». البته هوش و ذکاوت نوجوان امروز را هم نباید دست کم گرفت.

به نظر خودتان، مهمترین ویژگی داستانهای کتاب چیست؟

نثر ساده و روان به اضافهی تصویری بودن و استفادهی درست و به جا از نمادها. البته باید منتظر نقد و نظر عزیزان منتقد هم بود.

به عنوان نویسنده، کدام بخش از کتاب، برایتان جذابتر است؟

در داستان «آن خال» آنجا که راوی در باغ مش سیفالله ناگهان از غلام میپرسد: شما میگی آقا من رو هم میبخشه؟! این سؤال تلنگری است بر غلام. انگار راوی، صدای وجدان غلام است که ناگهان از خواب بیدار شده و بر او نهیب میزند. آدم یاد داستان فضیل عیاض میافتد که با شنیدن آیه: اَلَمْ یَأن للَّذینَ ءامَنوُا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ اللهِ: آیا هنوز وقت آن نرسیده که دلهای مردم با ایمان با یاد خدا خاضع و خاشع شود؟ به یکباره متحول شد!

در داستان «مسافر کربلا» هم آنجا که رسول به راوی میگوید: «گاهی گم شدن و دوباره پیدا شدن لازمه… آخه ما قدر اون چیزایی رو که دومرتبه پیدا میکنیم، بهتر میدونیم!»

فکر میکنم حکمت اینکه مقدر شده تعدادی از شهدای عزیز دفاع مقدس، همچنان مفقود باشند و کمکم و به مرور زمان و در زمانهایی خاص تفحص شوند (یا در حقیقت خود را نشان بدهند!) و بازگردند، همین است: ما قدر چیزهایی را که دوباره پیدا میکنیم، بهتر میدانیم.

در آخر اگر مطلب ناگفتهای دارید بفرمایید:

امیدوارم مخاطبین کتاب، از خواندن آن لذت ببرند و مطالب عنوان شده، برایشان پُر سود و پُرفایده باشد.

همچنین این کتاب را به رسم ادب، تقدیم میکنم به استاد عزیزم جناب آقای محمدرضا سرشار که همیشه بیانات و راهنماییهایشان، چراغ راه این حقیر بوده است.

لینک مطلب:https://www.mehrak.ir


برچسبها: جلال توکلی, آن خال, سوره مهر, قصه ظهر جمعه, مهرک

طعم شیرین عدالت...

ما را در سایت طعم شیرین عدالت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 78 تاريخ: پنجشنبه 24 مهر 1399 ساعت: 16:16

صفحه بندی