ابراهیم و یونس و... حسین، داستانک، جلال توکلی

خرید بک لینک

أبوكفاح الشامی، ریش بلند و حناییاش را خاراند. لبخند موذیانهای زد و با مکثی طولانی گفت: مژده باد بر شما الطاف کریمهی خلیفه مسلمین ابوبکر البغدادی...

و به نوبت در چهرهی ابراهیم و یونس و حسین خیره ماند. آنوقت تکچشم سبزش برقی زد و ادامه داد: به فرمودهی ایشان، شما مختارید از این سه گزینه، یکی را انتخاب کنید!

قهقههای زد و درحالیکه انگشتهایش را یکییکی بازمیکرد، فریاد کشید:

1- زندهزنده سوزانده شدن

2- در آب خفه شدن

3- ذبح شدن

ابراهیم به یونس نگاه کرد و یونس به حسین و... حسین به هردو... و هر سه، رو به آسمانِ غبارآلود لبخند زدند...

طعم شیرین عدالت...

ما را در سایت طعم شیرین عدالت دنبال می‌کنید

برچسب: ابراهیم یونسی,ابراهیم یونسی دانلود,ابراهیم یونسی ویکی,ابراهیم یونسی کردستان, نویسنده: بازدید: 66 تاريخ: چهارشنبه 7 مهر 1395 ساعت: 22:05

صفحه بندی